خرید بک لینک
موقیعت یک-داخل کافهمیز ها همه پر بودند و من هم تنهایی یک میز را اشغال کرده بودم,دو دختر نوجوان 16-17ساله با ارایش غلیظ و صورت هایی که به زور کرم سفید شده بودند وارد شدند و چون جایی برای نسشتن نبود از من اجازه خواستند تا کنار من بنشینند ,من هم که سرم به خواندن مجله ام گرم بود اجازه دادم.از سر فضولی

برچسب: نویسنده: هلیا سلیمانی تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 20:17

جمعه شانزدهم تیر ۱۳۹۶


عاشقانه

برایم هیچ چیز خطرناک تر از این نیست که
روزم بی تو اغاز شود و شبم بی تو تمام
خورشید و ماهم شو.

نوشته شده توسط مهدی مجد در ساعت 17:31 | لینک |

برچسب: نویسنده: هلیا سلیمانی تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 20:17

صفحه بندی